سايه ايی از قرآن در شعر سهراب سپهری *

 

در اين مقاله اعجازی از تصوير سازی شعر سهراب را به نمايش خواهم گذاشت. آنان که با هنر تصوير سازی قصه ها آشنا هستند ظرافت اين کار را می دانند؛ بويژه اگر اين تصوير سازی از کتابی مقدس و يا اسطوره ايی ملی باشد. در این میان، تصويـر سـازی از آيات قرآن کاری ظريف تر، و نيازمنــد ذوقی افزون تر است؛ ذوق و ظرافتی که بتواند معانی گسترة قرآنی را در ابعاد یک تصوير به نحو اکمل و احسـن آشکار سازد. نمـونۀ چنين تصویر سازیهای قرآن،  مجمـوعه طرح های داستان های قرآنی، اثر استاد فقيـد مرتضی مميز می باشــد که در سال ۱۳۴۵ کشيـده شـد. اما پوشيده نيست که اين امـــر برای شاعـران و در عرصۀ محدود واژگان و الفاظ کاری بس دشوارتر خواهد بود.

تاثير پذيری از قرآن در ادب پارسی سابقه ايی ديرين دارد. برای اين تاثيرات، در سه زميۀ تضميـن ( آوردن عين عـبارت قرآنی در شعر )، تلمـيح ( اشارة شعـر به مضمونی قرآنی ) و تبادر ( تداعی آيه ايی قرآنی از طريق شعر ) شواهــد فـراوانی می توان در شعر فارسی ـ بويژه شعـر عــرفانی ـ يافت؛ اما تصويـر سازی آيه ایی قرآنی در شعر فارسی، اگر نگويم بی سابقه، مسلماً کم سابقه می باشد. سهراب با ذوق نقش پردازی خود، از نخستين شاعرانی است که در اين زمينۀ خطير دست به تجربه زده است. در اين مجال تنها بخشی از شعر «صدای پای آب» را تحليل خواهم کرد که می توان تاثير پذيری از قرآن را در سطوح مختلف، در آن پی جست:

 

و خدايی که در اين نزديکی است:

لای اين شب بو ها، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب، روی قانون گياه. ( هشت کتاب / ص ۲۷۲ )

 

در اين بند، سهراب توصيفی از خداوند خود به دست می دهد. نزديکی خداوند تلميحی آشکار دارد به اين آيۀ قرآن:)وَ نحنُ اقرَبُ اليه مِن حَبلِ الوَريد ( و ما به او از رگ گردن نزديک تريم. سورة ق / آية ۱۶. 

اما اشارات سهراب بُعـد پنهـان تری نيـز دارد: پنهـان بودن خـداونـد در لا به لای شب بو ها و آشکار بودن او در پای درخت کاج تداعی کنندة مضمونی قرآنی است: الله ظاهر و آشکار، و باطن و پنهان است:)هوَ الاولُ و الآخرُ و الظاهرُ و الباطنُ و هُوَ علی کُلِ شيءٍ عليمٌ ( او آغاز و انجـام، و او آشکار و پنهـان، و او به همه چيز دانـاست. سورة حديد / آية ۳. سهراب با توجه به اين مضمون قرآنی، در اين مصراع ظاهر و باطن بودن خدايش را به شعر کشیده است.

مصـراع آخـر اين بند شعـــر هم به نحــوی هـنرمنـدانه و البته بسيار پنهان، تصويری از آيات قرآنی ارائه می دهد، اما تا هنگامی که معنی اين مصراع خوب درک نشود، تصوير آن نيز دیده نخواهـــد شد. برای اين منظـور ابتـدا به تحليل معنای شعــر می پـردازم : «آگـاهی آب» استعــاره از روشنی آب است؛ زيرا آگــاهی ماننــد آب روشــن است و مـوجــب روشـن شـدن مجهولات می شود. البته مناسبتر است که این ترکیب را اضافة تخصیصی بگیریم؛ چرا که آب حقیقتا آگاهی دهنده است: آدمی با نگاه به آب روشن، به خود آگاهی می یابد. در پرتو این خـودآگاهی و خـودشناسی است که سهراب می تواند به خدابینی و خداشناسی برسد:

/ 5 نظر / 49 بازدید
حمیده

سلام.چی خوندين؟ادبيات؟چرا به سهراب علاقه دارن؟خيلی دوست دارم بدونم.چرا از سهراب می نويسين؟واسم حتما ميل بزنين.

نیما

سلام فرزاد جون! حتمآ‌ می خونم... حتمآ...

darya

تو بی نظيری پسر............اييييييييييييييييييييول...ياحق

مجتبی (ف)

اين کارا فقط از تو بر مياد.. فرزادم من دارم ميرم مشهد واسه ماموريت.. چيزی ميخوای بگو.. البته خودم برات چيزی ميارم.. شنبه ميرم .قبلش باهات تماس ميگيرم.. يا حق

مجله رایانه ای شیطان 3

وبلاگ فوق العاده ای داری من که مشتری تون شدم در ضمن من با کمال میل با شما تبادل لينک میکنم منتظر خبرت هستم