سبـز شـد در مسيـــر کوچيـــدن دانـه دانـه "عبـور ممنـوع / ايـست" بی تو ای شوق لحظـهء پـرواز بالـهای فرشتـه مصنوعـ ـيـست.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممنون از دوستانی که در مورد اصلاح شعر قبلی لطف کردن و نظر دادن. به نظرم شعر اينجوری که نوشتم بهتره؛ به چند علت:

۱ - اشکال وزني نداره.

۲ - اصطلاح "سبز شدن" که کنايه از نصب تابلويه٬ در اصطلاح خاص راهنمايی و رانندگی ( سبز شدن چراغ قرمز ) که به معنای جواز عبوره٬ با اصطلاحات "عبور ممنوع و ايست" که به معنی عدم جواز عبوره٬ ايهام تضاد رو تشکيل ميده.

۳ - "دانه دانه" که قيد ترتيبه ( به معنای يکی يکي‌ )٬ در معنای دانهء گياه با سبز شدن ايهام تناسب داره.

۴ - تصوّر جاده ای که تو هر قدمش يه تابلوی "ايست" نصب شده ( دانه دانه سبز شده )٬ شاعرانه تر از تصوّر جاده اييه که فقط ابتداش يه تابلوی "ورود ممنوع" زده باشن.

تو هم موافقی؟ 

 

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي

و باز تكرار اين تذكر را لازم مي دانم كه ميان هستي شناسي و هستي شناسي معرفت و معرفت شناسي خلط مي كنيد. از سوي ديگر چند پاره بودن بحث در چند مرتبه مختلف آشفتگي زاست و از اين رو مرتبه به مرتبه پيش خواهيم رفت و وارد مراحل بعد خواهيم شد. چرا كه تا شما در مفهوم علم به معناي شيعي آن مشكل داشته باشيد نوبت به سازوكار امام و حديث و فرآيندهاي فقهي نخواهد رسيد.

مهدي

بداهت اما بي نيازي از استدلال و تعريف است و بديهيات مطلق، حضوريات است و علم حضوري به اين معنا اصلا معادلي درعلم مدرن ندارد. و اگر علم حصولي را معادل ادراك صورت يا مفاهيم توسط وجود انسان بدانيم، علم حضوري ادراك موجودات توسط وجود انسان است. و اولين چيزي كه يك وجود ادراك مي كند همان وجود داشتن است و اين گونه شما هر صبح براي يقين به وجود خود يك ربع استدلال نمي كنيد چرا كه خود را درمي يابيد و اين مرتبه اش بسيار بالاتر از فهميدن است.

مهدي

و اين كه فرموده ايد : همین مقدمه بدیهی شما در نگرش مدرن مورد کنکاش قرار گرفته و آنچنان سست دانسته شده است که تاب هیچ بحث ماورایی را ندارد. بي توجه به جريان تاريخي نگرش مدرن بيان شده، چه بعد از دكارت نگرش مدرن اصولا امكان صحبت پيرامون مباحث وجودي را ندارد. توضيح آن كه من هستي شناسي مدرن و معرفت شناسي آن و زبان شناسي اش را علومي در عرض هم نمي دانم بلكه پاره هايي از يك جريان فلسفي تلقي مي كنم. و اين گونه غرب در دكارت از سنگر هستي شناسي عقب كشيد و با فعاليت كانت در نابودي عقلانيت تجريدي در اين داستان تثبيت شد و در دوره معاصر و به طور مشخص در ويتگنشتاين – كه به نظر بسيار از او متاثريد – از معرفت نيز دست شست و به زبان عقب نشست.

مهدي

و قضيه وجود هست يك قضيه به حمل شايع است و نه حمل اولي. و مبناي آن، درك شما از وجود است و اين قضيه يك اذعان برخاسته از درك حضوري است تا قبل از خود نياز به استدلال يا تعريف يا مفهوم ديگري داشته باشد. كه اگر داشته باشد بواسطه اين كه وجود، بسيط ترين مفاهيم است ناممكن خواهد بود و همان مصيبت معرفت شناسي غرب دامن ما را هم خواهد گرفت.

مهدي

با اين تفاسير بسيار منطقي است كه امكان درك نگرش هاي وجودي و "معرفت وجودي" فلسفه اسلامي براي فلسفه مدرن نباشد، تا چه رسد به كنكاش و نقد و سست كردن. و احتمالا تنها دعواي فلسفي ما با پست مدرن هاست كه از اساس منكر حقيقت اند.

مهدي

چندماهي قبل ريچارد رورتي - به عنوان بزرگترين فيلسوف زنده آمريكايي و البته در جبهه مقابل هابرماسي ها – - در تهران حرفي زد كه به نظرم بسيار تامل برانگيز بود. او گفت : فلسفه نردباني بود كه غرب از آن بالا رفت و آن گاه آن را كنار گذاشت . و اين يعني آن كه غرب از سنگر زبان هم در حال عقب نشيني به بيرون فلسفه و كنار نهادن آن است و اين كه مي گويند آمريكا را استرانژيست ها اداره مي كند و نه فلاسفه از همين روست و شبيه همين حرف، بيانات فوكوياما در باب پايان تاريخ و نيل به فلسفه نهايي بشر يا همان ليبرال دموكراسي است.

مهدي

از اين بحث ها عبور مي كنم و تنها بر اين نكته تكيه مي كنم كه فلسفه مدرن اصولا از شاكله بحث با فلسفه اسلامي تهي است. و اگر قرار باشد در مورد نگرش اسلامي بحث شود يا بايد ايرادها مبنايي باشد – مثل پست مدرن ها – و يا در ساختار و شاكله فلسفه اسلامي – بنائا- نقادي صورت بگيرد و اين محتاج آن است كه طرفين فضاي اين داستان را بدرستي و قوت بشناسند.

مهدي

در هر حال درك سازمان معرفت ديني اولا نيازمند درك مفهوم علم حضوري است و آنگاه اذعان بر اين ادراك در بداهت گزاره اول بنيادي، و سپس تنش صدق در مراتب مختلف و توجه به اين امر كه ما با يك ساختمان بنيادگرا و رئاليستي طرف حسابيم، سازماني كه وجود و معرفت و لفظ، مراتب مشكك و طولي آن‌اند و همه درطول هم به رسميت شناخته مي شوند. و بحث در مورد هر كدام بايد در مرتبه خود آن به سامان برسد.

پتک

علافيه؟اين چندمين باره که ميام ولی خبری نيست.

darya

اتل متل پاورچين...آپديت کهنه برچين