اين قطعه تقديم به تو. تو که انقدر دلت کوچيک و نازکه که هی ميگيره٬ هی ميشکنه... هی ميگيره٬ هی ميشکنه....

به آسمان نگاه کن... آسمان٬                             نگاه تو را به چشمان من                                     پيوند خواهد داد؛ ببين چقدر به هم نزديکيم! هر جای دنيا که باشيم...

اين هم يه شعر کوچيک. خودت می گفتی که شعرامو دوست داری و همه رو٬ توی يه دفتر می نويسی....

من و راز يه پرنده که جا مونده از پريدن خدايي که خيلی سخته اونو پر شکسته ديدن

 

کی لای پرا نشونده يه گل سرخ شکفته؟ کی روی صدا کشيده يه خش بغض نگفته؟   دل سنگ تير کمونا دونه دونه بالشو چيد شوق کوچ فصل سرما از دل پرنده کوچيد

 

اما زخم بالای اون قصهء رنگين کمونه اين مسير خط کوچه که تو آسمون ميمونه

 

هميشه شاد باش٬ تا دوستاتم شاد باشن

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
f

از نظرتون ممنون . // بيت آخر رو مي تونستم بگم : من هم شبيه و مثل تو انساني ام ، ولي از عمد مي خواستم اين مصرع نامانوس باشه و خواننده رو بپيچونه / سعی مي كنم که مضمون يک بيت رو از روی قافيه و رديف اون نسازم (خيلي كم اين كارو مي كنم). حرف خوبي زدين / در مورد واژه مرد هم بايد يه فكري بكنم . // ممنون و موفق باشيد

f

در ضمن اين شعرم يه شاه بيت هم داره ( كه بيت آخر هست ) ولي من تو وبلاگم ننوشتم .

قرن سكوت

<<<.......اين هم يه شعر کوچيک. خودت می گفتی که شعرامو دوست داری و همه رو٬ توی يه دفتر می نويسی....>>>چقدر از این جملتون لذت بردم. حق

f

ای پيرمرد رياضت کشيده در معبدی متروک و دورافتاده در قله کوه بلندی در سرزمين چين به من بگو از کجا فهميديد که قصدش اينه ؟ ببينم چيز خاصی به شما گفته ؟ من هنوز منظورش رو خوب نفهميدم . ضمنا ای پيرمرد منزوی در معبد متروک، هنر اين است که در جامعه باشی و رياضت بکشی و خوب باشی نه جايی که متروکه و هيچ که نيست . در ضمن ممنون که در مورد احساساتم هشدار دادید .مراقب احساساتم هستم . و در مورد اون شعرتون يکم بگذاريد فکر کنم ببينم فکرم به جايی قد می ده يا نه . راستی نکنه اين تير پيشرفته هست برای همین داغ نيست و سرده *** // يکم ديگه بزاريد فکر کنم . دوباره می يام

حالا يه نفس عميق(مرجان)

عليک سلام فرزاد خان......ميگم خودمو معرفی کنم..يا ميشناسی؟؟؟ فکر نکنم...گمون کنم يادت رفته!!!!بابا مرام..کجايی !!!!!!

نسیم هستم

سلام....خوبی؟ وبلاگت قشنگه....به وبلاگ من هم سر بزن بدک نیست.........البته اگر دوست داری....موفق باشی

f

سلام / راستش درست فهميديد براي دوبيت اول حس خاصي داشتم و بقيه رو مي خواستم هدفدار كنم و به نوعي تمام هم بكنم. خوب راهنمايي كنيد چي كار بايد بكنم كه اينطور نشه . بايد بگم كه شما در رشتتون خيلي حرفه اي هستيد و مي تونيد در زمينه نقد پيشرفت كنيد/ در مورد سوالي كه در خصوص تير سرد پرسيديد. نمي دونم . شايد منظورتون ناملايمتهاي زمانه و بي وفائيهاي دوران باشه . خودتون بگيد منظورتون چي بوده . / راستي چرا آهااااي؟!!!***/ موفق باشيد

f

سلام / در مورد راهنمائيهاتون ممنونم . سعی می کنم در سرودن شعر عجول نباشم. معنی تير سرد هم زيبا و جالب بود. در مورد بحثم با سيمرغ بايد بگم خوب بحث پيش می ياد و به نظر من از هر بحثی می شه يه استفاده خوب کرد. حالا يه سوال من از شما : گفتی سالهای ساله که با همه بحث می کنی و هيچ کس رو طالب نمی دونی . خودت چی ؟ خودت دنبال چی هستی . به سخره گرفتن اعتقادات آدما ؟ به رخ کشيدن اطلاعات زيادت ؟ گفتم که شما خوب می تونيد انتقاد کنيد و سازنده باشيد ولی فکر می کنم گاهی هم، اين به قول خودتان هجو و مزاحهای تندتون وجود يك ضعف رو در شما نشون مي ده. فكر مي كنم شما يه حسي داريد كه دوست داريد از همه برتر باشيد ولي دوست هم داريد همه رو به سخره و انتقاد بگيريد . شما با هر قشر و هر جناحي ساز مخالف مي زنيد . گاهي فكر مي كنم شما با خودتون هم موافق نيستيد و

f

در مورد تجربيات عرفاني ، بايد بگم تجربيات عرفاني (البته به نظر من ) خود معاني ماورايي داره . آيا نبايد با همين تجربيات هم گاهي واقع بينانه برخورد كرد ؟ صادق بود؟ احساسي كه در تجربه هاي عرفاني به دست مي ياد قابل مقايسه با احساس تجربه هاي هنري نيست . از نظر شدت زيبايي و لذت خاص خودش . يه سوال : چرا به نظر شما اين احساسات انسان رو از برخورد صادقانه و واقع بينانه نسبت به تمايلاتش دور می کنه ؟ به نظر شما ماوراء چيز موهومي هست ؟ ساخته ذهن ماست ؟ / بگذريم / از نظرتون در مورد شعرم ممنونم . نكته شما در مورد احساس هم خوب بود ولي بيت آخر رو نمي تونم بنويسم ولي از احساس بيت آخر فرار نمي كنم . من عاشق احساس بيت آخرم هستم و هيچ وقت اونو از بين نمي برم ولي نمي تونم تو وبلاگ بنويسم / موفق باشيد

f

این ابیات رو ((اما زخم بالای اون قصهء رنگين کمونه اين مسير خط کوچه که تو آسمون ميمونه)) تازه اضافه کردید ؟ خیلی خیلی قشنگه