لینکدونی
هشت کتاب
اتاق آبی
سلام بی طمع گرگ( شعرهای من)
کفش هایم کو؟
بررسی تحلیلی اشعار سهراب

نقد صوفی(دین اندیشی)

طراحی
هدیه ای از حامد



۱۳۸٩/۱۱/٤
گفتن از سهراب

 

راستش سهراب رو هیچ نمیشناختم. حتی یه شعر هم از اون نخونده بودم. و این درحالی بود که مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی رو داشتم پاس میکردم. یادمه یه روز، خونه یکی از بستگان نزدیکم توی شهرستان بودم که چشمم افتاد به «هشت کتاب» سپهری و با خودم گفتم ببرمش خونه؛ شاید بعضی وقتها یه نگاهی بهش بندازم.

نگاههای اولم به کلمات نامانوس و دشوار شعر سهراب، اغلب کوتاه و بی تاثیر و بی نتیجه بود تا اینکه موضوع انتخاب پایان نامه ام واسه ارشد مطرح شد. واسه من که زیاد اهل تحقیق نبودم (اما کتاب متفرقه توی حوزه علوم انسانی کم نمیخوندم) میتونست پایان نامه ام یه مصیبت بشه. اما توی همون فکر و ذکرا بودم که گفتم بد نیست راجع به شرح اشعار سپهری تحقیق کنم. ذهن ام به تلاش جهت فهم و درک یه موضوع توی حوزه معنا عادت داشت و فکر میکردم کار دشواری نیست.

موضوع رو با استاد راهنمام طرح کردم و ایشون هم تایید کرد. اگر چه خودش در کلاسی گفته بود که هیچ به سهراب علاقه ای نداره و به نظر خودمم ایشون واسه ادبیات کلاسیک مناسب بودن نه معاصر. اولین مشکلم در مورد این موضوع تحقیق، کم بود منابع تخصصی توی حوزه شرح و تفسیر اشعار سهراب بود که اون زمون جز کتاب «نگاهی به سپهری» استاد شمیسا چیزی توی دسترسم نبود. با ولعی تمام نشدنی این کتاب رو میخوندم و سعی میکردم شیوه معنایابی استاد رو درست درک کنم.

توی همون مطالعات مقدماتی جهت قطعی کردن موضوع پایان نامه ام بودم که اتفاقی در زندگی ام افتاد که تا حد بیزاری و تنفر از شعر سهراب و تصمیم به رد موضوع پایان نامه ام و انتخاب موضوعی دیگه منو پیش برد.