لینکدونی
هشت کتاب
اتاق آبی
سلام بی طمع گرگ( شعرهای من)
کفش هایم کو؟
بررسی تحلیلی اشعار سهراب

نقد صوفی(دین اندیشی)

طراحی
هدیه ای از حامد



۱۳۸٤/۱۱/٢٢
شعر

در بيابان يک روز

عارفي در پي جا پاي توکل مي گشت،

تا بيابان گم کرد

و به آبادي ما روي آورد.

و هنوز

سبزي خيس چمن با قدمش له نشده ، ۱

بر سر مردم ده داد کشيد:

« پيرو قلب من و خود باشيد». ۲

ما که نان مي خورديم،

تشنة نور شديم

و به قرص کرة خاکي ماه

روزها خيره و حيران مانديم. ۳

کم کم آبادي ما هم خشکيد؛

                                         حالا ما

                                         در بيابان پي جا پاي توکل هستيم.

 

۱. معروفه که حضرت خضر در هر کجا که قدم مي گذاشت و بر مي داشت سبزه مي روييد. خضر در ادب عرفاني، نقش پير و مرشد روحاني رو داره

۲. قلب تبادر انقلاب می کنه.

۳. نمی دونم چقدر صحت داره اما از پدرم شنيدم که می گفت حتی عکس کرة ماه رو توی روزنامه ها انداخته بودند و مردم در تصوير ماه دنبال چهره  رهبرشون می گشتن.