لینکدونی
هشت کتاب
اتاق آبی
سلام بی طمع گرگ( شعرهای من)
کفش هایم کو؟
بررسی تحلیلی اشعار سهراب

نقد صوفی(دین اندیشی)

طراحی
هدیه ای از حامد



۱۳۸٢/۱٢/٩
 

هل من ناصر ينصرنی

سوالش انقدر سخت بود٬که هيشکی جواب نداد.

از جانب من ٬ دامـن ممـلو شـده از اشــک
تقــديم تو باد ٬ای عـطشت٬ تشنگیی مشک
سنگ است فقط پاسـخ يک پرسش واضـح
تـا مـی برد آييــنه به شفّـا فيـّتت ٬ رشـک

ميگن وقت جنگيدن٬همش اين ذکر رو زمزمه می کرد.”بسم الله٬ وبالله٬ علی ملة

رسول الله“.اين غزل٬تقديم به اون لحظهُ عاشقونه.

مـی گـذارد به کــام ٬ بسم الله.       مـی گـدازد مـــدام ٬ بسم الله.
مـی رود ؛ که به راندن شيـطان       کرده است اهتمـام ٬ بسم الله.
ديـــو رويــان حريـف می طلبند       ای تو از نسل سـام ! بسم الله
خم شدن نيست در طريقت نخل       اين تـو و ايـن قيام ؛ بسم الله
کـردی احـرام از کفـن ؛ ايـنک       حــجّ بيـت الحــرام ؛ بسم الله
تو که ديگر وضوح خورشيـدی       بـر تـو هـم اتّهــام ؟ بسم الله!
آه از آن دم که گم شود در اين       هلــهله ٬ ازدحــام ٬ بسم الله.