لینکدونی
هشت کتاب
اتاق آبی
سلام بی طمع گرگ( شعرهای من)
کفش هایم کو؟
بررسی تحلیلی اشعار سهراب

نقد صوفی(دین اندیشی)

طراحی
هدیه ای از حامد



۱۳۸۳/۱/٦
 

اين شعر واسه اونا که به وبلاگم سر ميزنن؛ اما يه نظر خشک و خالی نميدن تا لااقل دل آدم الکی خوش باشه. يادم باشه يه شعرم واسه اونا بگم که اصلا به وبلاگم سر نميزنن؛ و اصلا منو آدم حساب نمی کنن. نامرداااا... (شوخيه ها. مخلص همتونم هستم)

نگـــــاه سـاکــت تــو بــر مثـــال آينه است
کـه در سکـوت٬ تمـاشــا... روال آينه است
سکوت سخت تو را سنگ هـم نمی شکـند
چــه آه من بـه عـبـث در جــدال آينه است
بيــــا و شکلــک مـن را درآر و زود بــــــرو
يـکـی دو حــرف ادا کــه مـجــال آينه است
نـگاه کن تو به اين چشـم مـن و راست بگو
ــ نگـاه راست نمـودن٬ خصـال آينه است ــ
بگو ببينم از اين شعر من چه می فهمی؟
بـگـــو چـه تـصـويــری در خـيـال آينه است
بگــو!* غرور تو از اين قضيـّه پـا بـرجاسـت
کـه خـم شـدن ٬ در حــکـم زوال آينه است
ولـی بفهـم کـه زشتی جوانـه خـواهـد زد
به چشم ما که چنين خشکسال آينه است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* بگو رو تعجبی بخونين. به معنی: بگو پس٬ آهان فهميدم...